X
تبلیغات
فریدون آسرایی
برای یافتن مروارید دریا را جستجو مکن ، شاید در گریبان خودت باشد...

سلام ای ناله ی بارون

سلام ای چشمای گریون

سلام روزای تلخ من

هنوزم دوستش دارم ...

سلام ای بغض تو سینه

سلام ای آه آیینه

سلام شبهای دل کندن

هنوزم دوستش دارم ...

اون که تو آینه ی منه شکل منه من اما نیست یکی به شکل خود من انگاری دیگه اینجا نیست ...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:34 توسط ..:: امین ::..

راستش ترانه های غریبه ی فریدون رو وقتی گوش میدم مخصوصا ترانه ی کبوتر یک صحنه ی رویایی و مه آلود توی ذهنم حس میکنم و من حالا سعی کردم که گوشه ای از این صحنه ی رویایی رو به تصویر بکشم . بنابراین یک ویدوئو (انیمیشن) چند ثانیه ای رو با ترکیبی از حس خودم و عکس چتری که تو آلبوم غریبه فریدون بود ساختم.برای دیدن این ویدئو میتونید اینجا رو کلیک کنید




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 23:3 توسط ..:: امین ::..

یادمه سال اول دبیرستان بودم اواخر زمستون بود.یکی از بچه ها (سیاوش بی آزار) همیشه عادت داشت سر کلاس ترانه می خوند. واسه همین بچه ها بهش میگفتن عاشق. بین ترانه هاش این چند تا بیت رو زیاد می خوند (دلت یاس پر احساس آی مریم نازم تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه سازم...... ، غریبه آی  غریبه آی غریبه.....) که من این چند بیت رو ازش خیلی خوشم می اومد. یادمه اون سال بارون زیاد می اومد و همه جا رو سرسبز کرده بود. یه روز به همراه فامیل با ماشین رفته بودیم بیرون از شهر موقع برگشتن دیگه هوا تاریک شده بود. هوا ابری بود و بارون نم نم می اومد. تو همین موقع راننده یک نوار رو که تازه خریده بود گذاشت رو پخش. صدا با یک آهنگ زیبا شروع شد. و بعد صدای دلنشین یک عشق به ترانه.، آهای خوشگل عاشق... آهای عمر دقایق ... تا این که رسید به این بیت (دلت یاس پر احساس آی مریم نازم تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه سازم . برات ترانه سازم ... تو آهنگی و سازم.....) دیگه واقعا رفتم تو احساس. تا اون موقع ترانه ای به این زیبایی نشنیده بودم (زیبا خوش صدا خوش آهنگ و با احساس) پرسیدم نام خواننده اش کیه؟ گفتند ((فریدون)) و این نامیه که تا ابد در ذهن و قلب من موند و هرگز فراموش نخواهم کرد. به قول فریدون ((تو دلم همیشه جاته         همیشه دلم باهاته    یاد من هرجا که باشی مث سایه پا به پاته))

  ترانه های دیگه ی اون رو هم همون جا شنیدم یکی از یکؤی قشنگ تر بود. مخصوصا ترانه ی ((کبوتر)) که هنوزم بهترین ترانه ایه که تا حالا شنیدم.
میخواستم بیشتر در مورد فریدون بدونم واسه همین یه نگاه به قاب نوارش انداختم. پشت قاب یه عکس زیبا بود که توجه من رو به خودش جلب کرد. پیکر مردی سرپا و سیاهپوش با پیراهنی دکمه باز و شلوار لی که دست چپش تو جیبشه و به گوشه ای خیره شده. چهرش سرده و موهاش خیس بارونه . خیسی زمین رو از پشت سرش میشه دید. شبیه آدای رنج کشیده است انگار از رنج و فریب روزگار رفته به کنجی در زیر بارون تا با خدای خودش درد دل کنه...
می خواستم عکس های دیگری رو هم ازش ببینم . یه عکس دیگه هم توش بود که چهرش رو در سیاهی نشون می داد . از اونجایی که نقاشیم زیاد بد نیست از هر دو عکسش هر کدوم یه نقاشی کشیدم متاسفانه نقاشی اولی که از عکس اول کشیدم گم شد! اما قول میدم نقاشی دوم (چهره فریدون از نزدیک) رو اسکن کنم و تو وبلاگ بزارم....
خلاصه گذرم خورد به اینترنت رفتم سراغ سایت www.fereydoun.net  که توی قاب آلبوم نوشته شده بود اما هیچ وقت نفهمیدم چرا همچین سایتی هرگز وجود نداشت؟!. گشتم دنبال عکسای فریدون اما متاسفانه تقریبا هیچ عکسی به جز همان عکسای توی قاب بدست نیاوردم. ایشون بر خلاف بسیاری که تا معروف میشن پشت سر هم عکسای تزئینیشون میاد تقریبا هیچ عکسی از خودشون در سایت ها یا مجلات نبود. بعد ها تو مجله خانواده سبز مطالبی در مورد بهروز صفاریان و فریدون نوشته شد. اونجا یک عکس از فریدون (با کت و شلوار مشکی) بود. تو اون مجله بود که برای اولین بار فهمیدم فامیلش ((آسرایی)) هست. از اون به بعد هروقت عکسی ازش میدیم خوشحال میشدم و با دقت بهش نگاه میکردم. تا به امروز کمتر روزی بوده که من ترانه های فریدونو زمزمه نکرده باشم. همیشه هر وقت گذرم به خیابون میفته ترانه هاشو با خودم می خونم. البته استعداد خوانندگی هم زیاد دارم و صدای فریدون رو هم میتونم تقلید کنم (البته نه کاملا مثل خودش).

از تو دورم:

زمستون پارسال (سال 86) یه روز دوستم که گوشی دستش بود اومد بهم گفت این آهنگ و شنیدی؟ بگو خوانندش کیه؟ (می دونست من به آهنگای فریدون علاقه دارم) آهنگ ((وقتی بارون می زنه)) بود . بسیار آهنگ قشنگی بود. واقعا از این که بعد از حدود 3 سال فریدون ترانه ای رو خونده بود خوشحال شدم. خلاصه آهنگشو بلوتوث کردم یادمه شبش تا نزدیکای صبح بیدار بودم . داشتم فقط این آهنگو گوش میدادم . ناغافل یاد  3 سال پیش و اون دوستای قدیمی که از اون موقع تا حالا ندیدمشون افتادم. یاد بهترین دوستم ((میثم محمدی)) افتادم که خاطرات زیادی رو با هم داشتیم. و الان خیلی وقته ندیدمش. نمیدونم چی شد ناغافل گریم گرفت تا چند ساعت فقط اشک می ریختم و یاد  گذشته ها میفتادم.
حدود یک هفته بعد آلبوم از تو دورم در تلوزیون تبلیغ شد. من هم چند روز بعد رفتم سر خیابون رسالت یه نوار کاست این آلبومو گرفتم جالبه اون شب هم داشت بارون می اومد خلاصه از زیر بارونا گذشتم رسیدم خونه . چند شب بعد نصف شب رفتم تو پارکینگ نشستم تو ماشین. اون شب یکسره داشت بارون میومد. مثل اینکه همه چیز آماده بود تا من با احساس رویایی و بارانی ترانه گوش بدم . گه گاه دلم بارونی می شد و یک سر به بارون می زدم . دکلمه ها و شعرهای آلبوم با اون فضا همخوانی داشت. از چند جای این ترانه ها  واقعا خیلی خوشم اومد که می گه:

تو این بی آب و آبادی          تو این ویرونه ی تنها        بخواب آهسته آهسته گل نیلوفر زیبا                    بخواب آهسته آهسته گل نیلوفر زیبا

من مثل ابر رهگذر میبارم از شب تا سحر                                                              دریا نمی گیره نشون از قطره های در به در

پر می کشی تا آسمون  من خسته ی بی بالو پر                                                             پر میکشی تا آسمون  من خسته ی بی بالو پر
روزی که برگردی دگر از من نمی بینی اثر           روزی که برگردی دگر از من نمی بینی اثر             روزی که برگردی دگر از من نمی بینی اثر

سر به ابرا می زاری      منو تنها می زاری                 لاله ی باغ کدوم گمشده ای           چرا بین گلا پنهون نمیشی   ای وای             چرا بین گلا پنهون نمیشی  

نه بارونم که بر صحرا ببارم        نه ماهم سر به کوهستان گذارم                چو شمعی نیمه جونم از غم تو                   بسوزم آهی از سینه برارم

مث ابری که می ناله        مث بادی که می خونه              ببین تنها تورو دارم تو این دنیای وارونه

بهار اومد       گل بابونه اومد                 شقایق با دل دیوونه اومد
به غیر تو که پیش یاس و نرگس نبودی                  بلکه دیدم خونه اومد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 22:44 توسط ..:: امین ::..